درس سوم
مطابقت نهاد و فعل ـ گروه فعلي
نهاد جدا بايد در شخص و شمار با نهاد پيوسته مطابقت كند امّا در مواردي مي توان اين قانون را رعايت نكرد. موارد استثنايي كه فعل مي تواند هم به صورت مفرد بيايد هم جمع، از اين قرارند.
توجّه: مقابل هر نمونه «ص» يعني صحيح، «ع» يعني عدم مطابقت و «م» يعني مطابقت.
فعل مفرد استاد فرمود مطابقت و صحيح
نهاد جداي مفرد جاندار قابل احترام
فعل جمع استاد فرمودند عدم مطابقت و صحيح
فعل مفرد درختان قطع شد عدم مطابقت و صحيح
نهاد بيجان جمع
فعل جمع درختان قطع شدند مطابقت و صحيح
فعل مفرد ملّت به صحنه آمد مطابقت و صحيح
نهاد اسم جمع ملّت
فعل جمع ملّت به صحنه آمدند عدم مطابقت و صحيح
فعل مفرد هيچ يك از سخنانش راست نبود م وص
نهاد اسم مبهم «هريك، هركدام، هيچ كدام
هيچ يك و بعضي اگر براي بيجان به كار رود. فعل جمع هيچ يك از سخنانش راست نبودند ع وص
بعضي از كلاسها: بخاري داشت م و ص
بعضي از كلاسها بخاري داشتند ع و ص
نكته: اگر متمم «بعضي» يا واژه هاي مشابه آن مثل (برخي، تعدادي) جمع جاندار باشد فعل حتماً به صورت جمع مي آيد و اين را از روي متممي كه بعد از آن مي آيد مي توان تشخيص داد.
بعضي از دانش آموزان موافق نبودند ص
بعضي از دانش آموزان موافق نبود غ
* در موارد زير فعل تنها به صورت جمع مي آيد.
1ـ نهاد جمع جاندار فعل جمع آنها آمدند م و ص
2ـ نهاد اسم جمع مردم فعل جمع مردم پيروز شدند ع و ص
3ـ نهاد جمع بيجان كه آرايه تشخيص دارد فعل جمع شاخه هاي درخت سر خم كردند م و ص
* در موارد زير فعل تنها به صورت مفرد مي آيد:
1ـ نهاد مفرد بيجان درخت شكست
فعل مفرد
2ـ نهاد مفرد جاندار علي آمد
3ـ اسمهاي جمع مثل قافله، كاروان،
گله، رمه، دسته مجلس، فعل مفرد م و ص
شورا، گروه، مجمع
4ـ اسمهاي مبهم، (يكي، كسي، هركسي هیچ کس ) فعل مفرد م و ص
نكته: اسمهاي جمع چون ساخت مفرد دارند مفرد محسوب مي شوند و فعل در اصل بايد مفرد بيايد و اگر جمع بيايد فعل با نهاد جدا مطابقت نمي كند.
نكته: اسمهاي جمعي چون «قافله، كاروان، گله، رمه، دسته، گروه» هرگاه بين صفت شمارشي و موصوفش قرار گيرند و كسره نگيرند مميز ناميده مي شوند مثل. سه دسته كبوتر در آسمان پرواز مي كردند.
صفت شمارشي محسوب مي شوند و آنها را وابسته ي وابسته مي نامند.
نكته: جدول گونه ي مؤدّبانه ي ضمير و افعال در كتاب مطالعه شود. براي نهادهاي اول شخص مفرد و جمع از افعال ستونِ درباره يِ خود استفاده مي شود. براي نهاد دوم شخص جمع از افعال ستونِ درباره ي مخاطب و براي نهادهاي سوم شخص مفرد و جمع با توجه به جمله از افعال هر دو ستون مي شود استفاده كرد.
* نكاتي چند در مورد بعضي افعال با توجه به جمله از افعال هر دو ستون مي شود استفاده كرد.
1ـ فعل ماضي و مضارع مستمر هرگاه بخواهند منفي شوند فعل كمكي آنها حذف و (ن) نفي بر سر فعل اصلي مي آيد.
مثال: دارد مي گذرد داشت مي گذشت
نمي گذرد نمي گذشت
2ـ فعل «داشت» به شكل مقابل به صورت امر يا نهي درمي آيد. داشته باش نداشته باش
3ـ دو فعل «بود، داشت» زمان مضارع شدن دو علامت «مي، بـ» را نمي پذيرند.
4ـ در مورد «يد، ــَـ د» توضيحات درس (2) يادآوري شود كه چه زماني تكواژ ماضي سازند چه زماني شناسه و چه زماني جزء اصل فعل... امّا خلاصه اي به عنوان يادآوري در زير مي آيد.
(د) هرگاه ماقبل مفتوح باشد شناسه است. و فعل مضارع هرگاه از بن ماضي حذف شود و بن مضارع در آن باقي بماند تكواژ ماضي ساز است.
جنگيد جنگ خورد خور
يد، د هرگاه نهاد جداجدوم شخص جمع باشد «يد» شناسه است و فعل مضارع شما، مي گوييد
«يد و د» زماني جزء اصل فعل محسوب مي شوند كه اگر حذف شوند جزء معني داري باقي نماند
مثال: مي زد ز مي شنيد شن كرد كر
5ـ فعلهاي پيشوندي و فعلهاي مركبي كه با كردن يا معادلهاي آن نظير ساختن، نمودن، فرمودن، و گردندان ساخته مي شوند «بـ» التزامي نمي گيرند. صرف كنم عرض نمايم
6ـ غير از افعال كمكي كه تا به حال با آنها آشنا شده ايد مثل «داشت، دارد، بود، است، شد، مي شود، باش» افعال ديگري نيز هستند كه در گذشته به آنها شبه معين گفته مي شد مصدر اين افعال عبارتند از (شدن، توانستن، بايستن، شايستن یارستن ) كه به صورت ماضي استمراري يا مضارع التزامي و يا مضارع اخباري كنار فعل اصلي كه به شكل مصدر كامل يا مصدر بدون «ن» مي آيد قرار مي گيرند. مثل
نمي شود گفت نمي بايست فهميد مي توان دانست نشايد گفت نیارست شنید
7ـ اكثر افعال زماني كه علامت گذرا بگيرند يك جزء به آنها اضافه شوند به اين ترتيب
افعال ناگذر گذراي به مفعول مثل خوابيد خواباند (را)
افعال گذراي به مفعول گذراي به مفعول و متمم خورد خوراند ( به ، را )
افعال گذراي به متمم گذراي به مفعول و متمم ترسيد ترساند ( از ، را )
افعال گذراي به مسند گذراي به مفعول و مسند گشت گرداند ( را )
امّا بعضي افعال نظير پروردن، كشيدن، كوبيدن، سوختن و شكستن هرگاه گذرا شوند جزئي به آنها اضافه نمي شود.
8ـ زماني كه افعال گذرا مي شوند توجه كنيد اگر ماضي باشند در شمردن تكواژ حتماً به علامت گذرا ساز «ان» و تكواژ ماضي ساز (د يا يد) دقّت كنيد مثال مي گذرانْد مي گذرانيـد
1 2 3 4 5 1 2 3 4 5
و اگر مضارع باشد به علامت گذرا ساز مثل مي گذرانَد شناسه شما ... مي گذرانيـد
1 2 3 4 1 2 3 4
9ـ برخي مصدرها مثل شتافش، جنگيدن، زيستن، آسودن تكواژ گذرا ساز را نمي گيرند.
10ـ گذراي بعضي افعال به گونه اي ديگر است مثلاً
افتاد انداخت آمد آورد رفت برد ماند گذاشت
مراقب باشيد كه اگر اين افعال در گونه هاي مختلف ماضي و مضارع صرف شدند و از شما خواستند كه آنها را گذرا كنيد بايد در همان زمان تغييرشان دهيد مثلاً :
دارد مي آيد دارد مي آورد مي افتد مي اندازد برويم ببريم مي مانَد مي گذارد
نكته: «شد» هرگاه به كرد يا معادلهايش مثل نمود، ساخت، گرداند، تبديل شود جمله را از حالت سه جزيي مسندي به چهارجزيي مفعولي مسندي تغيير مي دهد.
هوا سرد شد باران هوا را سرد كرد.
11ـ مصدر نشستن و شكستن، زمانيكه بخواهند گذرا شوند علامت گذرا استثنائاً به دو حرف اول بن مضارع آنها اضافه مي شود.
مثال مي شكست مي+ شك (شكن)+ ان+ د ماضي ساز مي شكانْد
مي نشيند مي+ نش (نشين) + ان+ ــَـ د شناسه مي نشانَد
12ـ حتماً تا به حال به ياد آورده ايد كه براي گذرا كردن بايد علامت گذرا را به بن مضارع افزود و تنها تفاوت فعل ماضي و مضارع، زمانِ گذرا شدن در وند ماضي ساز است كه افعال مضارع این وند را ندارند. به روش زيرنحوه ي گذرا كردن فعل مضارع بن مضارع+ ان + شناسه مثل: مي دوم مي+دو+ان+ــَـ م=مي دوانم نحوه ي گذرا كردن فعل ماضي بن مضارع+ ان + وند ماضي ساز «د يا يد» + شناسه مثل: مي دويدم مي + دو + ان + (ــَـ د، يد) + ــَـ م = مي دواندم
13ـ همانگونه كه گذرا كردن جزيي را به افعال مي افزايد مجهول كردن در مقابل يك جزء كم مي كند و با توجه به آنچه قبلاً خوانده ايد مي دانيد تنها افعال مفعول پذير مجهول مي شوند زيرا هنگام مجهول شدن نهاد، حذف مي شود و مفعول جاي آن مي نشيند بنابراين (افعال ناگذر، گذراي به متمم، و گذراي به مسند) به هيچ وجه مجهول نمي شوند مگر آنكه اوّل گذرا شوند و فقط افعال (سه جزيي گذراي به مفعول، چهار جزئي) قابليت مجهول شدن دارند كه در زير چگونگي تغيير شكلشان (از جهت اجزا) مي آيد.
معلوم مجهول
1ـ افعال گذراي به مفعول ناگذر غذا را خورد غذا خورده شد
2ـ افعال گذراي به مفعول و متمم گذراي به متمم/ كاغذ را به ديوار چسباند كاغذ به ديوار چسبانده شد
3ـ افعال گذراي به مفعول و مسند گذراي به مسند/ اهالي آن خيابان را شريعتي مي نامند آن
خيابان شريعتي ناميده مي شود
4ـ افعال گذراي به دو مفعول گذراي به مفعول (؟) مادر كودك را غذا خوراند كودك غذا خورانده شد
نكته: مجله رشد پاييز 87 ، افعال گذراي به دو مفعول را زمان مجهول شدن ناگذر مي داند و معتقد است دو مفعول به صورت تركيب اضافي كنار هم مي آيند. غذاي كودك خورانده شد كه درست تر مي نمايد.
14ـ نحوه ي مجهول كردن را نيز از قبل مي دانيد ولي براي يادآوري فرمول آن را مختصراً در زير مي آوريم.
صفت مفعولي فعل اصلي + فعل كمكي شد، ساخته شده در زمان فعل معلوم + شناسه
مي بيند ديده مي شود (چون مي بيند مضارع اخباري است از شد مضارع اخباري مي سازيم)
خواهد ديد ديده خواهد شد (چون خواهد ديد مستقبل است از شد مستقبل مي سازيم)
نكته: زمان برگرداندن فعل از مجهول به معلوم كافيست فعل كمكي «شد» را حذف كنيم و فعل اصلي را در زمان فعل كمكي بسازيم.
شنيده مي شود مي شود مضارع اخباري است حذف مي شود از شنيده مضارع اخباري ساخته
مي شود مي شنود.
نكته: هرگاه سه فعل ماضي نقلي، التزامي، بعيد مجهول را داشتيم براي معلوم كردن آنها كافيست «شده» را حذف كنيم. ديده شده است ديده شده بود ديده شده باشد
نكته: تنها دو فعل كمكي ماضي و مضارع مستمر زمان مجهول شد در جاي خود يعني قبل از فعل اصلي مي مانند مثل: (دارد نوشته مي شود ، داشت نوشته مي شد) و زمان مجهول كردن آنها كافيست فعل كمكي «مي شود يا مي شد» حذف گردد و از فعل اصلي با توجه به فعل، ماضي استمراري يا مضارع اخباري ساخته شود. كه مثالهاي بالا اينگونه مي شوند. دارد مي نويسد، داشت
مي نوشت.
15ـ تذكّر نكته زير را در مورد دو فعل ماضي و مضارع مستمر ضروري مي دانم.
گاهي اوقات بين فعل كمكي و فعل اصلي فاصله مي افتد حتي گاه ممكن است فعل كمكي در اول جمله و فعل اصلي در پايان جمله بيايد. داشتم در اين مورد با تو صحبت مي كردم
16ـ پيشوندهايي كه بر سر افعال مي آيند مثل (بر، باز، در، فرو، فرا، وا، ور) فعل پيشوندي
مي سازند كه گاه منجر به تغيير معنا مي شوند و گاه خير.
گروهي از افعال كه پيشوند سبب تغيير معنايشان شده از اين قرارند: درآمد، درآويخت، فروتاخت، فرارفت، بازگردانيد، برگشت، بازفرستاد، فراگرفت، واداشت.
گروهي از افعال كه پيشوند سبب تغيير معنا در آنها نشده در زير آمده اند.
برافروخت، برخاست، برآسود، برشمرد، درنورديد، درشكست، درافكند، فروافكند، برآشفت، در ربود، برگزيد.
17ـ افعال دو وجهي افعالي هستند كه بدون تغيير معنا گاهي به صورت گذراي به مفعول و گاهي به صورت ناگذر به كار روند.
پزاند گذرا مادر غذا را پخت شكاند باد شيشه را شکست
مثل: پخت شكست
پخته شد ناگذر غذا پخت شكسته شد شيشه شكست
گسلاند باد طناب را گسست ريزاند شير را ريخت
گسست ريخت
گسسته شد طناب گسسته شد ريخته شد شير ريخت
18ـ در مورد فعل مركب در (درس 2) مفصل سخن گفته ايم شرط اساسي فعل مركب اين است كه تكواژ آزاد همراه فعل نقش پذير و گسترش پذير نباشد. گاهي اوقات نقش پذير است امّا در آن معنا به كار نرفته است با فعل همراهش مفهوم كنايي مي دهد كه در اين صورت نيز مركب است و موارد ديگر اينكه حتماً در جمله مورد بررسي قرار گيرد.
گروهي از افعال مركب مثل: صرف كرد، ميل كرد، تشريف آورد، تقديم كرد، صرف شد، مرحمت كرد، اراده نمود، طي كرد، روي آورد، چشم پوشيد (صرفنظر كرد)، به خاك و خون كشيد (كشت) ... عرض كرد، به عرض رساند.
19ـ گاهي اوقات «شد» با جزء همراهش فعل مركب مي سازد براي تشخيص اين مورد دقّت در موارد زير ضروري است. زيرا «شد» كاركردهاي گوناگون دارد.
الف: شد با معاني مقابل در جمله، ساده است (رخ دادن) جنگ شد (رخ داد)
همانطور كه متوجه شديد در هر چهار مورد (به عمل آمدن) با او مصاحبه شد (بعمل آمد)
جمله ها دو جزئي اند و «شد» فعل ناگذر (رفتن) به بازار شد (رفت)
(فرا رسيدن) (عيد شد) (فرا رسيد)
ب: گاهي اوقات «شد» به عنوان فعل كمكي براي مجهول كردن در جمله به كار مي رود كه در اين صورت ساده و مركب بودن فعل، ربطي به «شد» ندارد بلكه بستگي به فعل اصلي دارد كه به صورت صفت مفعولي قبل از شد آمده كه همين صفت مفعولي قبل از شد راه تشخيص است براي اينكه شد فعل اصلي جمله نيست.
ج: گاهي اوقات نيز «شد» فعل اسنادي است و گذراي به مسند و جمله ي سه جزئي مسندي
مي سازد. در اين صورت علاوه بر اينكه معاني مورد «الف» را نمي دهد، جزء همراهش «تر»
مي پذيرد يا مي توان به جاي شد «بود» يا «است» آورد و در معني جمله خلل و آسيبي وارد نمي شود.
مسند
مثال: سخنان آگاهانه آن دانشمند بلند پايه سبب بيداري شد
سخنان آگاهانه آن دانشمند بلند پايه سبب بيداري بود
سخنان آگاهانه آن دانشمند بلند پايه سبب بيداري است
كه نوع جمله فوق از طريق دوم يعني جابه جايي فعل با بود و است تشخيص داده شد.
نكته: در صورتي مسند «تر» مي پذيرد كه صفت باشد مثل: پدر در اثر سختي كار بيمار شد (بيمارتر)
د: اگر شد در جمله اي بود و هيچكدام از موارد فوق در مورد آن صدق نكرد در آن صورت با جزء همراهش فعل مركب است مثل نتايج كنكور اعلام شد مريض معاينه شد
كتاب مطالعه شد كارخانه افتتاح شد
در واقع «شد» صورت ناگذر «كرد» است اگر اين اجزا با «كرد» مي آمدند جمله ي سه جزيي مفعولي مي ساختند و حال، دو جزئي هستند. مثال: نتايج كنكور را اعلام كردند.
هـ : دقّت كنيد در مورد هر فعلي كه صحبت مي شود تمامي انواعش شامل حال قانونهاي مربوط به آن مي شود مثلاً وقتي از «شد» و كاركردهايش سخن مي گوييم اگر در جمله به (مي شود، بشود، مي شد، شده بود، شده است، دارد مي شود، داشت مي شد...) برخورديد. فرقي ندارد براي تشخيص نوع فعل از حيث گذر و ناگذر و اجزاي جمله بايد به موارد مذكور دقّت كرد.
تمرين
1ـ در متن زير الف: افعال را از حيث ساختمان و زمان بررسي كنيد.
به تو پناه مي برم از اينكه مظلومي را در چنگال ستمكاران وابگذارم و تا آن جا كه قدرت دارم از حمايتش دريغ كنم.
ب: جمله ي دوم را مجهول كنيد.
2ـ كدام يك از افعال زير گذرا نمي شوند آنها را مشخص كنيد.
دارد مي خوابد مي شتابد بياسايد داشت مي جنگيد آمده است مي گردد افتاده بود
بپيچد مي زيد مي مانَد برود روييده باشد خواهد رَست
3ـ افعال تمرين 2 را بعد از گذرا كردن مجهول سازيد.
4ـ جملات مجهول زير را به حالت معلوم درآوريد.
ـ ديروز بعد از تعطيلي مدرسه وقت فراغت دانش آموزان به بطالت گذرانده شد.
ـ در پايان گروههايي بر آرمان هاي ايراني ـ انساني تأكيد ورزيده شد.
ـ در سراسر جهان بهترين انديشه ها پرورانده مي شود.
5ـ كدام يك از واژه هاي زير در صورتيكه نهاد واقع شوند فعل با آن در شمار مطابقت نمي كند؟
امامان، شاخه هاي غمگين درختان، مردم، قافله
6ـ با كدام يك از موارد بالا فعل مفرد مي آيد؟
7ـ همراه با هركدام از واژه هاي زير فعل چگونه مي آيد. (از نظر شمار)
بعضي از دانش آموزان ( ) هركسي ( ) ملّت ( )
برخي از كتابهاي علمي ( ) هيچ كدام ( ) شورا ( )
8ـ جمله هاي زير را به صورت مؤدّبانه تغيير دهيد.
شما دستور را به مردم بگوييد ، جايزه را به ورزشكاران بدهيد ، من براي عرض سلام آمدم
9ـ كدام يك از فعلهاي زير با استفاده از تكواژ گذراساز تبديل به فعل گذرا به مفعول و مسند مي شود. گشت، چرخيد، خوابيد، ترسيد
10ـ جمله ي زير را با گذرا كردن فعلش دوباره نويسي كنيد و بعد زمان آن را به ماضي مستمر تغيير دهيد. سايه ي هما بر سر موجودات جهان افتاد.
11ـ عبارت زير را بخوانيد و سپس به سوالات پاسخ دهيد.
يك روز اهالي اصفهان باخبر شدند كه مجتهد تازه اي بر مجتهدين افزوده شده، هنوز كمي نگذشته بود كه برجستگي فكري خود را به همه ي اصفهاني ها شناساند. اين بود كه او را جزو بيست نفر مجتهد طراز اوّل براي مجلس انتخاب كردند.
الف: ساختمان افعال را در متن بالا مشخص كنيد.
ب: يك جمله ي دو جزيي بيابيد.
ج: يك فعل گذرا به متمم و يك فعل گذرا به مفعول و متمم بيابيد.
12ـ افعالي را كه پيشوند سبب تغيير معنا در آنها شده جدا سازيد.
درآويخت، برشمرد، برمي گزيند، بازفرستاد، فرامي گيرد، درمي شكست
13ـ جمله هاي زير را ويرايش كنيد.
1ـ او شعري بس زيبا و سخت و همه فهم سروده بود.
2ـ او روز گذشته از استعفاي حقّش چشم پوشيد.
3ـ تصويرهاي معظّم انسانهاي معظم را بر در و ديوار نمايشگاه نصب كرده بودند.
4ـ براي استجاره ي يك منزل درآمد كافي لازم است.
5ـ غذاهاي متبوع آشپز جديد سبب انتساب او به مقام سرآشپزي شد.
6ـ با مسُ پوستش متوجّه دانه هاي ريز زير پوست شد.
7ـ تفريط در خريد لباس فراوان كار خداپسندانه اي نيست.
8ـ تحديد كشور بعد از جنگ از طرف كشورهاي استعمارگر ادامه يافت.
14ـ با توجه به معني املاي كدام كلمه درست نيست.
1ـ اَمل: آرزو عذر: ارزش مستور: پوشيده ذرع: مقياس طول
2ـ برائت: برتري حامل: واسط صواب: درست الغا: لغو كردن
3ـ عاجل: شتاب آجل: آينده امارت: آباد كردن اثاث: لوازم خانه
15ـ در متن زير واژه هاي هم آوا را بيابيد.
استفاده از سلاح گرم در برخورد با حيوانات وحشي اين كوهستان به صلاح نيست و سبب نقض قانون و از بين بردن آرامش نغز طبيعت شده روان انسان را مي آزارد. بهتر است در اين طبيعت بكر كنار آب روان رودخانه ها نشست دل به آواي آن سپرد.
16ـ زمان افعال و تعداد تكواژهاي هركدام را مشخص كنيد.
براي دست يابي به آينده اي درخشان نبايد از چيزي بهراسيد. و وقت خود را به بطالت بگذرانيد. كه تلف كردن اوقات فراغت فرصتهاي عالي زندگي را براي پيشرفت فنا خواهد كرد و امروزه ديده مي شود كه جوانان چندان تمايلي به استفاده ي درست از وقتشان ندارند.
تنها تویی که بود و نمودت یگانه بود