خوش آمدید

همای اوج سعادت به دام ما افتد

 اگر تو را گذری بر مقام ما افتد

 حباب وار براندازم از نشاط کلاه

  اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد

تفاوت نماد و استعاره

سمبل (نماد) و استعاره

Symbol = نماد ، رمز ، مظهر ، نشانه

ادامه نوشته

دوستی خاله خرسه

مطلب طنز جالبی بود گفتم با دوستان به اشتراک گذارم باشد مورد پسند افتد.

يك روز يك مرد با يك خرس دوست شد. قرار شد آن دو با هم به مسافرت بروند. مرد همان روز اول يك مگس كش خريد و به خرس داد و به او گفت: يادت باشد كه اگر من خوابيدم و مگس روي صورتم نشست تو به جاي اينكه با يك سنگ بزرگ توي سر من بزني و مرا بكشي، بهتر است با اين مگس كش اين كار را بكني. آن خرس قبول كرد و دوستي آنها تا سالها ادامه پيدا كرد.

نتيجه گيري اول: با خرس هم اگر حرف بزنيم آدم مي شود.

نتيجه گيري دوم: وقتي با يك خرس به مسافرت مي رويد مگس كش به همراه داشته باشيد.

نتيجه گيري سوم: هر كسي به اندازه زوري كه دارد و عقلي كه ندارد به آدم لطف ميكند.

نتيجه گيري چهارم: استفاده از تكنولوژي باعث كاهش خشونت ميشود.

از کتاب...

عشق خیلی خنده دار است ...خیلی هم گریه دارد...!

عشق، یا هست ... یا نیست !

اگر نیست که نیست ... اما ، اگر هست ... اگر باشد ... اگر یافت شود در تو ، آن وقت دیگر تو نیستی !

 

کلیدر | محمود دولت آبادی

تقدیم به نسرین عزیز که دولت آبادی رو در کلیدر بیشتر می پسنده...و البته حق هم دارد کلیدر شاهکار دولت ابادی هست...

از کتاب...

اگه دختر به دنیا بیای باید خیلی چیزا رو یاد بگیری! باید بجنگی تا بتونی بگی وقتی حوا سیب ممنوعه رو چید گناه به وجود نیومد اون روز یه قدرت باشکوه متولد شد که بهش نافرمانی میگن!

 

نامه به کودکی که هرگز زاده نشد | اوریانا فالاچی | یغما گلرویی | انتشارات دارینوش

 

و من می گویم اون روز يک قدرت بزرگ به بشريت تفويض شد که اسمش " اختيار" بود.

گروه اسمی

گروه اسمی

 

در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

من هیچ وقت دل به نبود نمی بندم. درد هم اگر بماند، می ترکاند...

روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب است، روشنی دارد، تاریکی دارد. پایین دارد بالا دارد، کم دارد، بیش دارد.
دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده تمام میشود بهار می آید...

جای خالی سلوچ / محمود دولت آبادی

وابسته های پیشین و پسین

میزان جابه جایی وابسته های پیشین و پسین

در گروه های اسمی

ادامه نوشته

توصیه  های  پزشک ان وی اکو

هشدار !!! این روزها هوا به شدت آلوده است !!! توصیه های پزشک ان وی اکو برای کم کردن عوارض آلودگی هوا را برای خانواده و دوستان خود  بگویید !! این آلودگی بیماریهای مهلک به همراه دارد ! حتما و لطفا و با کمترین هزینه هر روز این نسخه را اجرا نمایید ! 1- ویتامین ث با دوز 250 میلیگرم روزی 3 عدد , صبح , ظهر , شب 2- روزی حد اقل 5 فنجان چای سبز , آب را بجوشانید و سپس زیرش را خاموش نمایید تا دمای آن به 80 درجه سانتیگراد برسد , سپس چای سبز را دم کرده و نوش جان کنید , در موقع دم کردن آن حرارت دیگر نبیند که خاصیت آن از بین خواهد رفت . 3- روزی یک قاشق چایخوری دارچین میل کنید ( بهتر است در همان چای سبز ریخته و سپس میل شود . 4- روزانه یک قاشق چایخوری زردچوبه به همراه شیر میکس کنید و میل کنید , دو بار شود چه بهتر ! این موارد حد اکثر آنتی اکسیدان را به بدنتان میرساند تا با این پدیده مقابله نمایید ! در ضمن اگر میخواهید از سرطانها و بیماریهای مهلک در امان باشید , این روش را تا پایان عمرتان ادامه دهید ! بیمار کمتر خواهید شد و جوانتر خواهید ماند. 

فرهنگ نگهداری از پول

دوستی که در ژاپن دانشجوست تعریف می کرد:

واحد پول ژاپن ین است که از با ثبات ترین ارزهای موجود است. سکه ها شامل 1- 5 -10 -50 -100 و 500 ین است و اسکناسها 1000-5000 -10000 ین. اسکناس 2000 ینی هم وجود دارد اما بسیار کمیاب است. در داخل کشور مردم فقط از ین استفاده می کنند و پیدا کردن ارز مثلا دلار گاهی واقعا سخت است. هر چند الان خرید آنلاین رایج است اما هنوز پول جای خودش را دارد. مردم ژاپن در نگهداری پول وسواس خاصی دارند و اکثر آنها اسکناس را هرگز حتی تا هم نمی کنند و با دقت در کیف های دستی نگهداری می کنند. یکبار یک فروشنده با دلخوری به من تذکر داد که بیشتر در نگهداری پول دقت کنم. چاپ و انتشار اسکناس هزینه زیادی برای همه دولتها دارد و کاش مردم ما هم در نگهداری پول همین قدر دقت داشتند. از دیگر نکات جالب دقت ژاپنی ها در حساب و کتاب است. حتی یک ین باقیمانده پول را به همراه رسید به مشتری برمی گردانند. نه اینکه به جای پول به مردم آدامس و بیسکویت بدهند!

امان از دست بچه های این دوره زمونه

دوستی تعریف می کرد:

دختر داييم شيش سالشه

يه حلزون پيدا کرده آورده خونه

هرجا حلزون ميره اين پشت سرش ميره

صورتشو ميماله به کف زمين.

ميگم چرا اينکارو ميکني عسيسسسسسسسسمممم؟

ميگه چون حلزون موقع حرکت ترشحاتي از خود به جا ميزارن که حاوي کلاژن و الاستينه که باعث ميشه چين و چروک صورت از بين بره وصورتي شاداب و به ما هديه بده و ديگه بايد با چين و چروکا خدافظي کرد :| :|

اونوقت من 6 سالم بود صورتمو ميگرفتم جلوي پنکه مي گفتم آآآآآآآآآآاااااااااا

......و کيف ميکردم .... :|

خدایا شکرت...

روزي مردي خواب عجيبي ديد.

ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آنها نگاه مي کند. هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديدکه سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آنها را داخل جعبه مي گذارند.

مرد از فرشته اي پرسيد: شما چکار مي کنيد؟ فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت: اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل ميگيريم.

مرد کمي جلوتر رفت. باز تعدادي از فرشتگـــان را ديد که کاغذهـايي را داخل پاکت مي گذارند و آن ها را توسط پيک هايي به زمين مي فرستند.

مرد پرسيد: شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اينجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم.

مرد کمي جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته است. با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟

فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار کمي جواب مي دهند.

مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسيار ساده، فقط کافيست بگويند: خدايا شکرت.

به بهانه ای ...

گوهر مراد کیست؟

ادامه نوشته

حکایت ما آدمها...

ﺍﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﻨﻈﺮ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ؟ ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ، ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ. ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ.ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ : ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ …! ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺩﻭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺍﺯ ﮐﯿﻔﺶ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ . ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻟﻮﮐﺲ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﻭ ﺳﺎﺩﻩ، ﺳﭙﺲ ﺩﺭ ﻫﺮ ﯾﮏ ﺍﺯ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﯾﺨﺖ . ﺭﻭ ﺑﻪ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺭﻧﮕﯿﻦ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ' ﺯﻫﺮ' ﺭﯾﺨﺘﻢ ﻭ ﺩﺭ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ' ﺁﺑﯽ ﮔﻮﺍﺭﺍ', ﺷﻤﺎ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﺪ؟ ﻫﻤﮕﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﻟﯿﻮﺍﻥ ﺳﻔﺎﻟﯽ ﺭﺍ ! ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯿﺪ؟ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ِ ﺩﺭﻭﻥ ﻟﯿﻮﺍﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻨﺎﺧﺘﯿﺪ، ﻇﺎﻫﺮ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ... حکایت ما آدمها همینه...

زمانه خیلی عوض شده خیلییییی!

دوستی تعریف می کرد:

یکی از بچه های فامیلمون دوسالشه هنوز حرف نمیتونه بزنه...


یه تبلت گرفته دستش ۳۰ نوع بازی انجام میده!!!!
حالا اینا هیچی موندم چجوری یادگرفته میره تو آپشناش تنظیمات انجام میده...
تو هر بازی هم میره اول  Setting مرحله هارو از ایزی میزاره رو هارد بعد بازی میکنه!!!!
ازش میپرسم چطوری این مرحله رو رد کردی ولی زبون بسته هنوز نمیتونه حرف بزنه بهم یاد بده..!!

من تا ۱۵ سالگیم تو شن و ماسه تونل درست میکردم عین خر...

وقتی میشه...

وقتی میشه با مهربونی ، کسی رو متوجه خطاهاش کرد ،

وقتی میشه با محبت دلیل شکستش رو بهش یاد آور شد ،

وقتی میشه با یه لبخند کاری رو ازش خواست ،

وقتی میشه .....

چرا با طعنه ، سرزنش ، تحقیر و ..... ؟

به نظر میرسه اولین زبانی که باید یاد بگیریم ، زبان خوشه .

نمونه سوال زبان فارسی سال چهارم عمومی

نمونه سوال دی ماه زبان فارسی سال چهارم عمومی

دریافت کنید


سوالات نهایی سال سوم و چهارم متوسطه

دانش آموزان عزیز برای دسترسی به نمونه سوالات نهایی وارد لینک زیر شوید

وزارت آموزش و پرورش

سپس از لینک معاونت ها وارد وب سایت مرکز سنجش آموزش و پرورش شوید در این قسمت می توانید به سوالات نهایی امسال و سال های قبل همراه با راهنمای تصحیح( پاسخ ها) دسترسی پیدا کنید و اگر خواستید دانلود نمایید.

با آروزی موفقیت برای همه شما عزیزان


داستانک

در یکی از روستـاهای ایتالیـا، پسر بچه شـروری بود که دیگران را با سخنـان زشتش خیلی ناراحت می کرد.

روزی پدرش جعبه ای پر از میخ به پسر داد و به او گفت: هر بار که کسی را با حرفهایت ناراحت کردی، یکی از این میخها را به دیوار انبار بکوب.

روز اول، پسرک بیست میخ به دیوار کوبید. پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی که دیگران را می آزارد ، کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر و کمتر شد.

یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد تا هر بار که توانست از کسی بابت حرفهایش... معذرت خواهی کند، یکی از میخها را از دیوار بیرون بیاورد.

روزها گذشت تا اینکه یک روز پسرک پیش پدرش آمد و با شادی گفت: بابا، امروز تمام میخها را از دیوار بیرون آوردم!

پدر دست پسرش را گرفت و با هم به انبار رفتند، پدر نگاهی به دیوار انداخت و گفت: آفرین پسرم! کار خوبی انجام دادی. اما به سوراخهای دیوار نگاه کن. دیوار دیگر مثل گذشته صاف و تمیز نیست. وقتی تو عصبانی می شوی و با حرفهایت دیگران را می رنجانی، آن حرفها هم چنین آثاری بر انسانها می گذارند. تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون آوری، اما هـزاران بـار عذرخواهـی هم نمی تواند زخم ایجاد شده را خوب کند.

ارگ تبریز

این ارگ بلند شهر تبریز است

افراخته قامت رسایش را

با کبر و جلال افتخار‌آمیز

همبازی آفتاب و اخترها

همسایه ابرهای طوفان خیز

پاینده‌ترین قراول تاریخ

برجسته‌ترین نشانه تبریز

ترکیب عظیم قهرمانیها !

بشکسته زمین بزیر پای او

 

بشکافته چشم او افقها را

انداخته بار پنج قرن از دوش

بشناخته زیر و روی دنیا را

برتخت ثری نشسته و برسر

آویختــــــه افسر ثریـــــــا را

سلطان هزار و یکشب ایران !

فرمان قضای خویش را خوانده

تا مرز فنای خود سفر کرده

یـــــــک دل بهزار آرزو داده

یک سینــه بصد بلا سپر کرده

با دیو زوال پنجه افکنده

افسون زمانه بی‌ثمر کرده

افسانه یک طلسم بی‌مفتاح!.....

 

مفتون امینی

بن مضارع برخی از افعال فارسی


مصدر

بن مضارع

مصدر

بن مضارع

آزمودن

آزما،آزماي

انداختن

انداز

آزردن

آزار

اندودن

اندا،انداي

آسودن

آسا،آساي

انگاشتن

انگار

آشفتن

آشوب

انگيختن

انگيز

آغشتن

آغار

باختن

باز

آفريدن

آفرين

بخشودن

بخشا،بخشاي

آگندن

آگين

بردن

بر

آمدن

آ،آي

بستن

بند

آموختن

آموز

بودن

باش

آميختن

آميز

بيختن

بيز

آوردن

آور،آر

پالودن

پالا

آويختن

آويز

پختن

پز

آهيختن(آهختن)

آهيز

پذيرفتن

پذير

افراختن

افراز

پرداختن

پرداز

افراشتن

افراز

پنداشتن

پندار

افروختن

افروز

پيمودن

پيما،پيماي

افزودن

افزا،افزاي

پيوستن

پيوند

افشردن

افشار

تاختن

تاز

انباشتن

انبار

تافتن

تاب

توختن

توز

ساختن

ساز

جَستن

جه

سپردن

سپار

چيدن

چين

ستدن(ستادن)

ستان

جُستن

جو

ستودن

ستا،ستاي

خاستن

خيز

سرودن

سرا،سراي

خفتن

خسب،خواب

سفتن

سنب

دادن

ده

سوختن

سوز

داشتن

دار

شتافتن

شتاب

دانستن

دان

شدن

شو

درودن

درو

شستن

شو،شوي،شور

دوختن

دوز

شكستن

شكن

دوشيدن

دوش

شمردن

شمار،شمر

ديدن

بين

شناختن

شناس

ربودن

ربا،رباي

شنفتن

شنو

رَستن

رَه

شنيدن

شنو

رُستن

رُو

غنودن

غنو

رشتن

ريس

فرمودن

فرما،فرماي

رُفتن

روب،رو

فروختن

فروش

رَفتن

رو

فريفتن

فريب

زدن

زن

فشردن

فشار

زدودن

زدا،زداي

كاستن

كاه

كاشتن

كار

گشتن

گرد

كردن

كن

گشودن

گشا،گشاي

كِشتن

کار

گفتن

گو،گوي

كوفتن

كوب

گماشتن

گمار

گداختن

گداز

مردن

مير

گذاشتن

گذار

نگاشتن

نگار

گرفتن

گير

نواختن

نواز

گريختن

گريز

نمودن

نما،نماي

گزيدن

گزين

هشتن

هل

گسستن

گسل

يافتن

ياب

گسيختن

گسل

از وبلاگ آقای کریم زاده 

داستان خر و زنبورها!!!!

در چمنزاری خرها و زنبورها در کنار هم زندگی می کردند. روزی از روزها خری برای خوردن علف به چمنزار می آید و مشغول خوردن می شود. از قضا، گل کوچکی را که زنبوری در بین گلهای کوچکش مشغول مکیدن شیره بود، می کند و زنبور بیچاره که خود را بین دندانهای خر اسیر و مردنی می بیند، زبان خر را نیش می زند و تا خر دهان باز می کند او نیز از لای دندانهایش بیرون می پرد.

خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد می کند، عر عر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال می کند. زنبور به کندویشان پناه می برد. به صدای عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بیرون می آید و حال و قضیه را می پرسد. خر می گوید : « زنبور خاطی شما زبانم را نیش زده است باید او را بکشم.»

ملکه زنبورها به سربازهایش دستور می دهد که زنبور خاطی را گرفته و پیش او بیاورند. سربازها زنبور خاطی را پیش ملکه زنبورها می برند و طفلکی زنبور شرح می دهد که برای نجات جانش از زیر دندانهای خر مجبور به نیش زدن زبانش شده است و کارش از روی دشمنی و عمد نبوده است.

ملکه زنبورها وقتی حقیقت را می فهمد، از خر عذر خواهی می کند و می گوید: « شما بفرمائید من این زنبور را مجازات می کنم.»

خر قبول نمی کند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر می کند که نه خیر این زنبور زبانم را نیش زده است و باید او را بکشم.

ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر می کند. زنبور با آه و زاری می گوید: « قربان من برای دفاع از جان خودم زبان خر را نیش زدم. آیا حکم اعدام برایم عادلانه است ؟»

ملکه زنبورها با تاسف فراوان می گوید: « می دانم که مرگ حق تو نیست. اما گناه تو این است كه، در این ماجرا، با خر جماعت طرف شدی که زبان نمی فهمد و سزای کسی که با خر طرف شود همین است»

فعل مرکب

دانش آموزان عزیز به غیر از مواردی که برای تشخیص فعل مرکب در کلاس های درس روی آنها تاکید شده است  انتظار می رود با مرور و تمرین آن ها به سوالات مربوطه خوب پاسخ دهید. هم چنین بهتر دیدم این مبحث آموزشی را نیز برایتان به اشتراک گذارم تا شاید درین امر بیشتر یاری تان کند. با تشکر از همکار محترم جناب آقای سلیم پور در تدوین این مبحث آموزشی.

ادامه نوشته

قرابت معنایی

قرابت معنایی مهم ترین بخش از پرسش های کنکور را تشکیل می دهد.(در آزمون های سراسری 8تا 9 سوال از 25 سوال)

پاسخ به سوالات این مبحث نیاز به تسلط قابل قبول بر همه ی موضوعات ادبی یعنی معنی واﮊه ,املای واﮊه,آرایه های ادبی,ساختار دستوری و...دارد.


ادامه نوشته

نحوه خواندن درس زبان و ادبیات فارسی عمومی برای کنکور

در ادامه مطلب...

ادامه نوشته

امشب


هیچ کس هست که با قطره ی باران امشب 

همسرایی کند و روشنی گل ها را 

بستاید تا صبح 

که برآید خورشید ؟

آهنگ متن وبلاگ

سبک کیتارو را می توان مظهری از تفکر دانست ، موسیقی های او بسیار ملودیک است .  کیتارو موسیقی را حجاری می کند و توازنی بین محیط های معنوی و عمق فضای پیرامون ، ملودی های فلوت صحرا و تکنوازی سینت سایزر او بر قرار می شود. کیتارو در آلبوم جدید خود “سفر مقدس کو – کای (Sacred Journey of Ku-Kai) همان حال و هوای کارهای دهه ۱۹۸۰ خود را حفظ کرده است که با روح تازه ایی اجرا می شود.

در رابطه با موسیقی های کیتارو می توان گفت که آثار او شنونده را به حالت خاصی از آرامش می برد ، فقط کافیست یک بار گوش دهید ، فضای خیالی بسیار زیبایی اطرافتان را در بر می گیرد که بدنبال خود آرامش وصف ناپذیری را دارد که تاپایان همراه شما خواهد بود.

دانلود آهنگ بی کلام کیتارو

گر درختی از خزان بی برگ شد

یا کرخت از سورت سرمای سخت

هست امیدی که ابر فرودین

برگ ها رویاندش از فر بخت

بر درخت زنده بی برگی چه غم

وای بر احوال برگ بی درخت...

دکتر شفیعی کدکنی

ای نام من...

ای نام من، تمام من، ای شعر نا تمام

بگذار تا سروده شوم در کتاب تو

 

بگذار تا ادامه بیابم قصیده وار

ای مطلع دوبارۀ من، شعر ناب تو

 

قیصر امین پور

شایعه....

زنی شایعه ای رادرباره همسایه اش مدام تکرار کرد.

..... در ادامه مطلب.....

ادامه نوشته