اصطلاحات نجوم
به نام خداوند ناهيد وتير
اصطلاحات نجوم در دروس ادبيّات فارسي
دوره متوسطه
آفتاب ،خورشید، هور:
کره ای است نورانی که نزدیک ترین ثوابت به ما شمرد، می شود و نسبت به بعضی از ثوابت بسیار کوچک است فاصله آن تا زمین 149000000 کیلومتر می باشد و نور آفتاب 8 دقیقه و 13 ثانیه طول می کشد تا از آن به کره زمین برسد.
آفتاب در فلک چهارم در برج حمل است. ازحرکت خورشید در بروج مختلف در شعر فارسی یاد شده است.
حمل :فروردین ، به آن بیت الشرف خورشید گفته اند. ثور: اردیبهشت جوزا:خرداد، اوج خورشید در آن است.
سرطان: تیرماه اسد:مرداد، اسد خانه خورشید است. سنبله: خوشه، معادل شهریور است.
میزان: ترازو، مهرماه است«اعتدال خریفی» عقرب: آبان ماه قوس: کمان، آذرماه جدی: دی ماه
دلو: بهمن ماه حوت: ماهی، ماه اسفند
اختر، ستاره،انجم:
هر یک از کره های آسمانی که در شب می درخشد، کوکب هم نام دیگر آن است.اختر نیز به معنی ستاره همچنین ستاره بخت و اقبال نیز گفته می شود.
اختر بد: طالع بد،بخت بد . اختر نیک: بخت نیک، فال نیک .
اختر سعد ـ مشتري :
یکی از بزرگترین سیارات منظومه شمسی است که به چشم ما بعد از زهره از سایر سیارات منظومه شمسی درخشان تر است فاصله اش از خورشید 778 میلیون کیلومتر است قطرش 142060 کیلومتر است و فاصله اش از زمین 626 میلیون کیلومتر است .مشتری دارای 12 قمر است. به عقیده برخی از دانشمندان سطح مشتری پوشیده از یخ است. نام های دیگر این سیاره به فارسی،اورمزد و برجیس می باشد.
نوارها و شیار هایی در سطح مشتری مشاهده شده است، هوای اطراف مشتری فوق العاده رقیق است و حرارت سطح مشتری را بین 20 الی 270 درجه سانتیگراد تخمین می زنند.مشتری که «سعد اکبر»است. ستاره ای که آثار فرخنده وخجسته دارد. ستاره ی سعد .اختر نیک.
سیّاره مشتری : (Jupiter)
مشتری پنجمین سیاره نزدیک به خورشید در منظومه شمسی ما هست که وقتی از زمین آنرا رصد می کنیم، این سیاره نورانی تر از بیشتر ستاره ها دیده می شود. معمولا پس از سیاره ونوس، مشتری دومین سیاره درخشان در آسمان است.
اختر شناس :
منجم – نجوم دان- رمال- فال گیر.
تير هاي نوراني – شهاب هاي آسماني
بارش هاي شهابي
وقتي ذرات گرد وغباري كه در فضاي بين سيارات قرار دارند وارد جو زمين مي شوند در اثر سرعت بالا و اصطكاك شديد به وجود آمده مي سوزند و به صورت شهاب ديده مي شوند. در آسماني صاف و تاريك ممكن است در هر ساعت چند شهاب مشاهده كنيد كه در نقاط مختلف آسمان ظاهر و به سرعت محو مي شوند. اما در شبهاي خاصي از سال تعداد شهابها به يكباره زياد مي شود كه به اين پديده «بارش شهابي» گفته مي شود. بارش هاي شهابي در اثر ورود توده اي از ذرات به جو زمين به وجود مي آيند. اين ذرات با سرعت هاي زياد(چند ده كيلومتر در ثانيه) و تقريبا" به طور موازي وارد جو مي شوند. در نتيجه از ديد ناظر زميني به نظر مي آيد كه همه شهابها از يك نقطه آسمان خارج مي شوند كه به اين نقطه كانون بارش گفته مي شود. كانون بارش در هر صورت فلكي باشد، بارش شهابي به نام آن خوانده مي شود. اگر کانون دو يا چند بارش در يک صورت فلکی باشد ، از نام ستاره درخشان نزديک کانون هم استفاده می شود ، مانند بارش اتا – دلوی يا دلتا –دلوی
منشاء بسياري از بارش هاي شهابي، دنباله دارها هستند. اين صخره هاي يخي با حركت خود ذرات ريزي به جا مي گذارند. با نزديك شدن دنباله دار به خورشيد تعداد ذرات به جا مانده افزايش مي يابد. بنابراين مدار دنباله دار مملو از ذراتي مي شود كه با همان سرعت دنباله دار و تقريبا" در همان مدار به دور خورشيد گردش مي كنند. به دليل حركت متناوب زمين به دور خورشيد ، سياره ما در زمان مشخصي از سال به نزديكي مدار دنباله دار مي رسد و با برخورد به اين ذرات بارش شهابي رخ مي دهد
پروین:
چند ستاره ی درخشان درصورفلکی ثور که ازتعداد بسیاری ستاره تشکیل شده ولی فقط شش ستاره ی آن باچشم دیده می شود که در یک جا به صورت خوشه جمع شده وبا هم در فضا حرکت می کنند.به عربی ثریا می گویند.(دهخدا)
وآن شش ستاره است یک بردیگرخزیده مانند خوشه ی انگور.(التفهیم بیرونی) چند ستاره کوچک باشد یک جا جمع شده در کوهان ثور وآن را به عربی ثریا خوانند ونام منزلی است ازجمله بیست وهشت منزل قمر وبعضی گویند این ستاره ها دنبه ی حمل است نه کوهان ثور واول اصح است.(برهان قاطع) درمنظومه ی ستاره های برج ثور دوگروه ستاره موجود است که یکی همین پروین است وبه یونانی پله ایادس گفته اند یعنی انبوه که ثریا به عربی هم همان معنی را دارد وازستاره های شفاف ثریا یکی را (هادی النجم) ویکی را (تالی النجم) وسومی را که ازپشت سر این ها می آید ( دبران ) گویند. گروه دوم را به مناسبت ستاره شفاف بزرگ آن به عربی (الفنیق : شتر نر،حیوان نر) گویند وبه یونانی (هیادس)گفته اند.پروثن چندستاره خرد باشد نزدیک به هم ومردم آن را به یک دیگربسیارنمایند گویند بر اجتماع دلالت دارد برخلاف بنات النعش که برتفرقه دلیل کند وبدین سبب به یکدیگر ننمایند.(صحاح الفرس)
خوشه بازی از ستارگان با حدود 500 عضو که در صورت فلکی ثور جای گرفته، خوشه پروین( ثریا) نامیده می شود. آن را هفت خواهران نیز می نامند؛ هر چند اکثر مردم تنها قادر به مشاهده 6 ستاره از آن هستند که عقدالثریا، اطلس، الکترا، مایا، مروپ و تایگتا نامیده می شوند و هفتمین ستاره نیز پلیون نام دارد.
شفق:
سرخی شام – سرخی افق پس از غروب.
عطارد:
ستاره ای است ازخنس در آسمان ششم که برفلک دوم تابدوآن را دبیر فلک گویند.علم وعقل بدو تعلق دارد.شرف او در سنبله و وبال او در قوس است.ستاره ای است ازکواکب سبعه ی سیاره ،معنای آن نافذ در امور می باشد. لذا دبیر وکاتب را بدان نامیده اند.آن درفلک دوم است پس از فلک قمر و دور قرص آن 720 میل است.عطارد یک بیست ودوم زمین است .اولین سیاره ی شمسی است وبیست برابراز زمین کوچک تر است و دوری آن 85 میلیون کیلومتر ومدت مدار آن گرد خورشید 88 شبانه روز ومدت دوره محوری آن 24 ساعت وپنج دقیقه است وآن از سیارات داخله است.خانه وبیت او دو برج جوزا وسنبله است وشرف آن در پانزدهمین درجه ی سنبله است. آن را ذو جسدین نیز نامند وبلاد روم بدان منسوب است ودرعلم نجوم، رب روز چهارشنبه است.
عیوق(capella):
ستاره ای لست سرخ رنگ وروشن در کنار راست کهکشان که پس ازثریا طلوع می کند وپیش از آن غروب می کند.درادبیات نماد دوری وروشنایی وبلندی است.
فرقدان :
دوستاره ی درخشان درصورت دب اصغر که آن را به فارسی (دو برادران ) گویند وبدان دو درمساوات وعدم مفارقت مثل زنند ویکی را انورالفرقدین ودیگری رااخفی الفرقدین نامند. التفهیم : دوستاره ی روشنند برسینه ی خرس کوچک واز دنبال او با دیگرستارگان سخت خرد ، شکلی همی آید همچون هلیله و گروهی او را ماهی نام کنند وآنک چنین داند که قطب اندر میان اوست.او را تیر آسیا نام کنند زیرا که برخویش همی گردد.
فلق:
هر چه شکافنده شود ، ازروشنی بامداد یاسپیدی آخر شب که سرخی آفتاب است.
فلک:
سپهر، گردون ،مدار هریک از سیارات
فلک الافلاک :عرش ،فلک نهم
عبارت است ازفلک نهم که آن آسمان همه ی آسمان هاست یعنی بالای همه ی افلاک وبرهمه محیط است.به لسان شرع آن را عرش نامند.بدان که عالم همه یک کره است مرکزش زمین. وافلاک همه نه اند گردیکدیگر برآمده مانند پوست های پیاز ـ از آن نه یکی فلک الافلاک است که محیط شده است به جمیع افلاک وابتدای آسمان ها فلک الافلاک است وبه فلک قمر منتهی می شود ودرجوف فلک قمر ، کره ی آتش است ودر جوف آن کره ی هوا ودرجوف کره هوا کره ی آب است ودر میان کره ی آب کره ی خاک است وکره ی خاک وکره ی آب هر دو به منزله ی یک کره اند.چه آب کره خاک را که زمین باشد احاطه ی تام نکرده است بلکه ربعی از کره زمین ازآب مکشوف است.بدان که بعدمقعر فلک قمر از سطح زمین 40663 فرسنگ است و بعد فلک شمس 47610 فزسنگ است وبعد محدب فلک الافلاک که به جز خدای نمی داند.(غیاث اللغات)
وجود فلک الافلاک وفلک های دیگر امری موهوم وتصوری کهنه است که دانش ستاره شناسی وفضاشناسی نو آن را مردود دانسته و در فضای بی پایان به وجود جسم محدب وکروی محیط برعالم معتقد نیست.
فلک البروج:
فلک هشتم است که صورفلکی حمل وثور وجوزا و.... برآن است وقسمتی ازآن را که برج های دوازده گانه به ترتیب برآن قرار میگیرند،منطقه البروج گویند. پس ازفلک زحل وپیش از فلک الافلاک است.فلک ثابته که کواکب ثابته یعنی کواکب غیر سیار بر وی مرکوزاند وآن فلک هشتم است ودر شرع ان را کرسی وحکما فلک البروج گویند.
کهکشان:
مخفف کاه کشان است ،وآن سفیدی باشد که شب ها به طریق راه درآسمان نماید، وآن از بسیاری ستاره های کوچک نزدیک به هم است.این را کهکشان از آن گویند که مشابه به آن است که کسی کاه را دررسن بسته برزمین ریگ آلود کشد وخط ازآن برزمین پدید آید.کهکشان گروه عظیمی از ستارگان واجرام سماوی دیگر است. کهکشان ها در عالم به صورت جزایری هستند که به وسیله ی فضای رقیقی ازیکدیگر جدا شده اند.
راه شيري چيست؟
هنگامی که در شب به آسمان نگاه می کنیم نواری شیری رنگ که بسیار طولانی و عریض.این راه شیری یا آکاش گانگا است.با کمک تلسکوپ های قدرتمند,مشاهده شده که راه شیری دارای تعداد بیشماری ستاره,گرد وغبار و گاز است.رنگ شیری آن به خاطر وجود انبوه ستارگان است.منظومه شمسی نیز به این کهکشان تعلق دارد.میلیون ها کهکشان نظیر کهکشان راه شیری در آسمان وجود دارد.
دانشمندان شکل و اندازه و ساختمان راه شیری به کمک تلسکوپ قوی بررسی کرده اند.کهکشان راه شیری مانند عدسی است که مرکز آن بسیار ضخیم و لبه های آن نازک هستند.منظومه شمسی در لبه نازک آن قرار گرفته است.هنگامی که به آسمان نگاه می کنیم در حقیقت به مرکز راه شیری نگاه می کنیم.به همین دلیل است که ستاره های موجود در آن به نظر به هم فشرده می آیند.مطالعات مشخص کرده است که راه شیری به صورت مارپیچ است. و در حدود 150 تریلیون ستاره دارد.
کیوان :
نام ستاره زحل است که درفلک هفتم است و ازهمه ی کواکب اعلی واعظم است. نحس اكبر است.
گذ شتن اختر :
قرار گرفتن ستاره ی مساعد در طالع (ستاره) شخص که اگر در آن موقع دعا کنند یا فال نیک بزنند برآورده خواهد شد ) روز و شب جدایی و هجران به سر آمد چون در وقت گذشتن اختر از طالع من ، پیش بینی نیک کردم ، روزگار سختی و جدایی تمام شد.
ماه،مه:
قمر زمین، سیاره کوچکی که به دور خود و زمین می گردد و از خورشید کسب نور می کند. مدت حرکت انتقالی آن به دور کره زمین 27 شبانه روز و هفت ساعت و 43 دقیقه و 11.5 ثانیه است ولی چون در همان وقتی که به دور زمین می گردد به تبعیت از حرکت انتقالی زمین به دور خورشید نیز می گردد فاصله ی بین هلال با هلال بعدی قریب 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه است.قطر ماه قریب 3476کیلومتر است که در حدود یک چهارم قطر زمین می شود.
ماه نیز در آئین زرتشتی یکی از ایزدان است .ایزد و موکل به روز دوازدهم هر ماه شمسی که موسوم به ماه است.
نه کرسی فلک:
دور زمین نه فلک به ترتیب قمر ،عطارد،زهره،شمس،مریخ،مشتری،زحل،فلک ثوابت و فلک اطلس.
زمین را چهار کره خاک و آب و باد و آتش فراگرفته است .فلک ثوابت منطقه البروج است .در فلک اطلس کواکبی نیست.
تنها تویی که بود و نمودت یگانه بود